سلطان محمد مطربي سمرقندي
653
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بخارا كرده ، خالى از فضيلتى نيست ، اشعار مضبوط دارد و اين مطلع را بسيار نيكو گفته : مطلع : فكنده هجر تو بر بستر هلاك مرا * نشانده درد و غمت عاقبت به خاك مرا [ 278 ] شمسى اوراتپّهگى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] شمسى اوراتپّهگى ، اگرچه قامتش دراز است ، فامّا از شعراى ممتاز بلندپرواز است ، در گفتن اشعار خيالات دقيق مىكند و در همهء اصناف شعر دستى مىزند ، خصوصا در قصايد ، الفاظ عجيبه و غريبه ذكر مىكند كه معانى آن را از غير خودش هيچكس نمىداند ، گويا از مخترعات اوست . اكثر به سپاهيان اختلاط مىنمايد و خود را نيز ، در لباس ايشان مىآرايد ، همهء اركان دولت و اعيان حضرت را مىشناسند و طريقهء مردم شناسى را كسى به از او نمىداند و از مخصّصات او در فنّ شاعرى طمّاعى است . معلوم نيست كه در اين وادى كسى عديل او بوده باشد . شعر را بسيار مىگويد . بارى در شهر هيچ بياضى نديدم كه از گفتار او سوادى نداشت . در سابق گفتارش عجايب بىحرارت بود ، فامّا در اين اوقات عجايب اشعار آبدار لطيف از او سر برمىزند ، گويا نتيجهء دوام اشتغال اوست . اين غزل را در جواب حكيم انورى نيكو گفته : مرا ذوق خيالت در دل ويرانه مىرقصد * ز شادى درد و غم جانا در اين كاشانه مىرقصد چنان بنواخت پير دير ناقوس محبّت را * كه امشب پاسبان كعبه در بتخانه مىرقصد چنان در حسرت شمع جمالت سوختم امشب * كه بر گرد سرم تا صبحدم پروانه مىرقصد